نجم الدين ابو الرجاء قمى
13
تاريخ الوزراء ( فارسى )
به كنجى درنشينم تا ببينم * به ملك اندر اولو الامر و الى الامر بعد از حادثهء قوام الدين هم منقطع نشد . به بركات از درگزين ، چهار وزير ديگر خاستند ، كه چون چهار طبايع ، جهان را آرايش دادند . و پسران قوام الدين ( 13 ر ) جلال الدين و قوام الدين و يكى برادرزنش عماد الدين ابو البركات ، و يكى پسرخواهرش شمس الدين ابو النجيب . درگزين آشيانهء وزارت و چمن سروروان سروران ملك شد . اگر شكل روزگار قوام الدين بر اطباق احداق مردم مصور نبودى ، از ديگران استعداد وزارت ندانستندى . شمعى بود كه از آن چند چراغ بازگرفتند . چون در وزارت ، از درگزين مىگزيدند ، آن بقعه ، درگزين مىبايست خواندن ، نه درگزين . مدتى كار مردم آن ناحيت ، شگرف و ژرف بود . وزرا سهيل بودند ، و درگزين يمن . در آنوقت كه قوام الدين از وزارت سلطان محمود معزول شد ، بر شرف الدين انوشيروان تقرير فرمود . مسعود كنانى ، به خلاف آنچه گفته بود ، اين دو بيت گفت ، و چون قوس قزح و پلنگ دو رنگ شد ، شعر : اى دريغا كه خواجه بو القاسم * رفت و نوبت بدين مباحى داد همچو مستى كه بىحريف بماند * دوستكامى ، فراصراحى داد ( 13 پ ) بر ساغر اعتماد نباشد . مردم وقتى ساخط باشند ، و وقتى راضى . دل وقتى چون آسمان صافى باشد ، و وقتى بر آن ميغ . عجيبتر از اين آن است كه ، قاضى ابو بكر ارجانى كه در روزگار خويش « نسيج وحده » بود ، به شرف الدين انوشيروان ، اختصاصى داشت پيش از حد قصايد در مدح او گفته آمده است . چون شرف الدين معزول شد ، و وزارت بر قوام الدين تقرير كردند ؛